ترجمه "withe" به فارسی
بید, بافتن, (باترکه) به هم بستن بهترین ترجمه های "withe" به فارسی هستند.
withe
verb
noun
دستور زبان
A flexible, slender twig or shoot, especially when used as a band or for binding; a withy. [..]
-
بید
nounYou can come and look at them by yourself with your Baedeker.
شما میتوانید خودتان با کتاب بید کرتان بیایید ببینید.
-
بافتن
verbsaid madame, still looking at him with a smile while her fingers moved nimbly.
مادام که انگشتانش فرز به بافتن مشغول بود و هنوز لبخندی بر لب داشت پاسخ داد:
-
(باترکه) به هم بستن
-
ترجمه های کمتر
- ترکه (به ویژه ترکه ی نرم انار و بید که در سبدسازی و بسته بندی به کار می رود)
- ترکه بید
- درخت بید
- وصل کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " withe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "withe" با ترجمه به فارسی
-
سمینار آشنایی با
-
با نظر کسی موافقت کردن، همداستان شدن با کسی در امری یا چیزی.
-
از پس چیزی برآمدن · تا کردن · حل و فصل کردن · درگیر بودن · دست و پنجه نرم کردن · رسیدگی کردن · رفتار كردن · سر و سامان دادن · سر و کار داشتن · سر و کله زدن · کلنجار رفتن · کنار آمدن
-
بر باد رفته
-
همانند پنداشتن-برابر دانستن
-
گسست از واقعیت
-
با كسي خوابيدن
-
گرم گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن