ترجمه "withhold" به فارسی
دریغ داشتن, نتشادهاگن, نگهداشتن بهترین ترجمه های "withhold" به فارسی هستند.
withhold
verb
دستور زبان
(transitive) To keep (a physical object that one has obtained) to oneself rather than giving it back to its owner. [..]
-
دریغ داشتن
verb -
نتشادهاگن
-
نگهداشتن
-
ترجمه های کمتر
- ندادن
- ادا نکردن
- امتناع کردن
- خودداری کردن
- سرباز زدن
- مضایقه داشتن
- نگاه داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " withhold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Withhold
-
دریغ داشتن، خودداری
عباراتی شبیه به "withhold" با ترجمه به فارسی
-
دریغ کننده
-
(امریکا) مالیات کسر شده از حقوق ماهیانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن