ترجمه "wither" به فارسی
پژمرده کردن, پژمردن, افسرده شدن بهترین ترجمه های "wither" به فارسی هستند.
wither
verb
adverb
دستور زبان
(obsolete or chiefly in compounds) Against, in opposition to. [..]
-
پژمرده کردن
(transitive) to cause to shrivel or dry up
-
پژمردن
verb(intransitive) shrivel, droop, dry up
-
افسرده شدن
(intransitive) to become helpless due to emotion
-
ترجمه های کمتر
- افسرده کردن
- پژمرده شدن
- افسردن
- پخسیدن
- پلاساندن
- (با نگاه و غیره) در جای خشکاندن یا میخکوب کردن
- (به ویژه گیاه) پژمردن
- از میان رفتن
- به یاس مبدل شدن
- تباه شدن یا کردن
- سرافکنده کردن
- پلاسیدن (wilt هم می گویند)
- پلاسیده شدن
- چروک شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wither " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن