ترجمه "wobbly" به فارسی

لرزان, لق, سست بهترین ترجمه های "wobbly" به فارسی هستند.

wobbly adjective noun دستور زبان

(US, labor union) Alternative spelling of Wobbly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لرزان

    adjective

    With wobbly legs, I turn on my heel and head off, stumbling slightly on the grass.

    با پاهایی لرزان روی پاشنهی پام چرخیدم و تل و تل و خوران از روی چمن رد شدم.

  • لق

    Whereupon the whole party sitting round the tea table seemed to wobble.

    و اینجا بود که تمامی آدمهای نشسته به دور میز چای انگار لق خوردند.

  • سست

  • ترجمه های کمتر

    • شل
    • نوسانی
    • مرتعش
    • متزلزل
    • (امریکا - قدیمی) عضو اتحادیه انقلابی کارگران (در سال 5091 در شیکاگو تاسیس شد)
    • سست بنیان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wobbly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wobbly noun دستور زبان

(US, labor union) A member of the Industrial Workers of the World, a militant, radical labor union. [..]

+ اضافه کردن

"Wobbly" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wobbly در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "wobbly" با ترجمه به فارسی

  • (جغرافی) نوسان محور چرخش زمین (مدت آن حدود 824 روز است)
  • (برای تزریق سوخت به کاربوراتور هواپیما در مواقع اضطراری) تلمبه ی نوسانی
  • (مثلا در راه رفتن) تلوتلو خوردن · (چرخ و غیره) لنگی · این دست و آن دست کردن · تاب · تاب داشتن · تردید کردن · تزلزل · تلوتلو · تکان · تکان دادن · خراشیدن · دودل بودن · سست بودن · لرزان بودن · لرزان کردن · لرزش · لق بودن · لقاندن · لمبر · لمبر خوردن · لنگ بودن · مرتعش بودن · مردد بودن · نسان کردن · کج شدن
اضافه کردن

ترجمه های "wobbly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه