ترجمه "woe" به فارسی

مصیبت, غم, فلاکت بهترین ترجمه های "woe" به فارسی هستند.

woe adjective noun دستور زبان

grief; sorrow; misery; heavy calamity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصیبت

    it was a cry of woe and dismay, ill tidings for the Dark Tower.

    فریاد مصیبت و نومیدی بود، خبرهای شوم برای برج تاریک.

  • غم

    noun

    how can i wish his majesty luck when my heart is still filled with woe?

    چطور مي تونم براي اون آرزوي موفقيت داشته باشم در حاليکه قلبم هنوز پراز غم و اندوهه

  • فلاکت

  • ترجمه های کمتر

    • غصه
    • بلا
    • افسوس
    • شقاوت، نکبت و خواری، بدبختی و پریشانی. شقا. شقاء. شقو. شقوت . شقوة. عسر.شدت. سختی. نکبت. بداختری
    • گرفتاری
    • مرارت
    • اندوهبار
    • حزن
    • اه
    • (شدید) اندوه
    • (ندا) وای !
    • غم انگیز
    • هیهات !
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " woe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "woe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه