ترجمه "wooded" به فارسی
بیشه وار, مشجر, پردرخت بهترین ترجمه های "wooded" به فارسی هستند.
wooded
adjective
verb
دستور زبان
(of wine) aged in wooden casks [..]
-
بیشه وار
-
مشجر
The sanitarium where Tony was confined was in a peaceful, wooded area in Connecticut.
آسایشگاه روانی که تونی در آن محبوس بود مکانی آرام و صلح آمیز و مشجر در کانکتی کات بود.
-
پردرخت
As the enemy's left wing rests on wooded hills
چون دشمن با جناح چپ خود به تپههای پردرخت جنگل تکیه کرده است
-
پوشیده از درخت
Then he heard it again: a sound like faint drums in the wooded hills and mountain steps.
آنگاه دوباره آن را شنید: صدایی شبیه صدای ضعیف طبل در تپهها و دامنهی کوههای پوشیده از درخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wooded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wooded" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به logwood
-
خواص چوب
-
فرونیا لیمونیا · ليمونيا اسيديزيما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن