ترجمه "wooden" به فارسی
چوبی, چوبین, سفت بهترین ترجمه های "wooden" به فارسی هستند.
wooden
adjective
دستور زبان
Made of wood: "a wooden boat". [..]
-
چوبی
adjectivemade of wood
In a little while you shall behold his dyed moustaches through the bars of a strong wooden cage.
به زودی سبیلهای رنگ شدهاش را پشت میلههای قفسی چوبی و محکم خواهید دید.
-
چوبین
adjectivemade of wood
They fired into the attic through a wooden lattice.
این دسته از پشت یک شبکه چوبین که در انبار زیر شیروانی جای داشت تیراندازی میکردند.
-
سفت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- انعطاف ناپذیر
- خشک و بی روح
- ساخته شده از چوب
- عاری از لطف و زیبایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wooden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wooden"
عباراتی شبیه به "wooden" با ترجمه به فارسی
-
کفش چوبی
-
قرقره چوبی
-
(امریکا) · (عامیانه) آدم دست و پاچلفتی · احمق · بی عرضه · مجسمه ی چوبی مرد سرخپوست (که سابقا جلو مغازه های سیگارفروشی قرار می دادند)
-
احمق
-
عملیات پای چوبین
-
اسب چوبی · رجوع شود به Trojan horse
-
تختهها (چوبي)
-
قاشق چوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن