ترجمه "wool" به فارسی

پشم, مو, پشمی بهترین ترجمه های "wool" به فارسی هستند.

wool noun دستور زبان

The hair of the sheep, llama and some other ruminants. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشم

    noun

    hair of sheep, etc. [..]

    Their mattresses and pillows were soft as down, and the blankets were of white wool.

    بالشها و تشک هاشان همچون پر نرم بود، و پتوها از پشم سفید بودند.

  • مو

    noun

    She is getting domestic with that wool-haired whiner.

    سرينا داره با اون مو پشمي ايرادگير خونه يکي ميشه

  • پشمی

    adjective

    That night, Baba was lying on the couch, a wool blanket covering him.

    آن شب بابا زیر پتوی پشمی رفت و مدام سرفه کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • نخ
    • کاموا
    • کرک
    • پشمینه
    • (انسان) موی زبر و مجعد و کوتاه
    • (به ویژه روی بدن برخی حشرات یا برگ گیاه) کرک
    • تار پشم
    • جامه ی پشمی
    • نخ پشم
    • نخ پشمی
    • هر چیز پشم مانند
    • پارچه ی پشمی
    • پشمین (woolen هم می گویند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wool " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wool proper

A town in Dorset, England. [..]

+ اضافه کردن

"Wool" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wool در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wool"

عباراتی شبیه به "wool" با ترجمه به فارسی

  • پشم معدنی · پشم کانی
  • رجوع شود به lanolin · چربی پشم (که از آن lanolin می گیرند)
  • نخ این پشم · پشم نرم (از گوسفندان شتلند)
  • پشم بوتانی (پشم مارینو از جنس اعلا) · پشم نرم
  • (الیاف پارچه و فرش و غیره) پیش از بافت رنگرزی شده · به تمام معنی · تمام عیار · تمام و کمال · دوآتشه · سرسخت · پر و پا قرص · پیش رزیده
  • پشم شیشه (برای عایق سازی و غیره) · پشم کانی · پشم کوهی
  • شما نمی توانید من را فریب دهید
  • صنعت پشم
اضافه کردن

ترجمه های "wool" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه