ترجمه "wordy" به فارسی

دراز, مطول, شفاهی بهترین ترجمه های "wordy" به فارسی هستند.

wordy adjective دستور زبان

Using an excessive number of words. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دراز

    adjective

    It was a wordy and inverted prose:

    و در واقع نثری بود پیچیده و دراز نفس؛

  • مطول

    adjective
  • شفاهی

  • ترجمه های کمتر

    • گفتاری
    • ناراضی
    • خسته کننده
    • دارای اطناب
    • وابسته به لغات
    • واژه ای
    • کج خلق
    • کسل کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wordy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wordy" با ترجمه به فارسی

  • دارای باد · لفاظی ی · پر لفظی
  • دارای باد · لفاظی ی · پر لفظی
اضافه کردن

ترجمه های "wordy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه