ترجمه "workable" به فارسی

عملی, ورزیدنی, شدنی بهترین ترجمه های "workable" به فارسی هستند.

workable adjective دستور زبان

Capable of functioning. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملی

    adjective

    Shannon knew it was workable and the only one that was.

    شانون میدانست که این نقشه تنها نقشه عملی است.

  • ورزیدنی

  • شدنی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • کردنی
    • انجام پذیر
    • به کار انداختنی
    • قابل دوام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " workable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "workable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "workable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه