ترجمه "workaholic" به فارسی
خرکار, کاربیمار, معتاد به پرکاری بهترین ترجمه های "workaholic" به فارسی هستند.
workaholic
adjective
noun
دستور زبان
A person who feels compelled to work excessively. [..]
-
خرکار
-
کاربیمار
-
معتاد به پرکاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " workaholic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "workaholic" با ترجمه به فارسی
-
اعتیاد به کار
-
اعتیاد به کار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن