ترجمه "worldling" به فارسی
خاکی, اهل این دنیا, ساکن زمین بهترین ترجمه های "worldling" به فارسی هستند.
worldling
noun
دستور زبان
a mundane person, preoccupied with worldly matters rather then spiritual affairs [..]
-
خاکی
noun -
اهل این دنیا
-
ساکن زمین
noun -
علاقمند به امور دنیوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worldling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن