ترجمه "worldly" به فارسی
نفسانی, جهانی, جسمانی بهترین ترجمه های "worldly" به فارسی هستند.
worldly
adjective
adverb
دستور زبان
Of or relating to man and the planet earth, physical as opposed to spiritual. [..]
-
نفسانی
-
جهانی
adjectiveJudged by mere worldly considerations and probabilities, his story is a very doubtful one.'
هرگاه بخواهیم به ماجرای او به چشم احتمالات این جهانی و ملاحظات دیگر نگاه کنیم بعید به نظر میرسد که او را بیتقصیر بدانیم.
-
جسمانی
adjectiveI have studied how best to mortify in them the worldly sentiment of pride;
از بررسیهای خودم به این نتیجه رسیدهام که احساس جسمانی غرور را در آنها بکشیم.
-
ترجمه های کمتر
- جسمی
- خاکی
- جسمانی (worldly-minded هم می گویند)
- دنیوی (در برابر: اخروی)
- رجوع شود به worldy-wise
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worldly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "worldly" با ترجمه به فارسی
-
دنیا دوستی · دنیاداری · دنیادوستی
-
جهاندیده · دنیادیده · سرد و گرم چشیده · عاقل در امور دنیا · مجرب · پرتجربه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن