ترجمه "wounds" به فارسی
زخمها ترجمه "wounds" به فارسی است.
wounds
verb
noun
Plural form of wound. [..]
-
زخمها
Pains of the wounded body, quivering flesh, rotting away in life.
شکنجههای تن زخم دیده که میتپد و زنده زنده میپوسد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wounds " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wounds" با ترجمه به فارسی
-
کشتار زانوی زخمی
-
مزید بر علت
-
زخمی · مجروح
-
بهبود زخم
-
(مجازی) جریحه دار کردن · (پوست درخت و غیره) زخم · آسیب رساندن · افگار شدن یا کردن · بریدگی · جراحت · جریحه · خسارت · دلریش کردن · ریش · ریش شدن · ریشی · زخم · زخم زدن · زخم کردن یا زدن · زخمی کردن · زخمی کردن یا شدن · زمان گذشته و اسم مفعول : wind · صدمه · صدمه زدن · غبن · مجروح کردن · ولانه · کینه ورزیدن
-
جانباز
-
زخم سطحی · زخم گوشتی
-
زخم چاقو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن