ترجمه "wrangle" به فارسی
بحث, مشاجره, دعوا بهترین ترجمه های "wrangle" به فارسی هستند.
wrangle
Verb
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to bicker, or quarrel angrily and noisily [..]
-
بحث
noun -
مشاجره
nounWe wrangled by the roadside under the soft drift.
و در همین حال در کنار جاده در زیر تودههای برف مشاجره میکردیم.
-
دعوا
nounI am neither come to wrangle nor be reconciled;
من بدین جا نه به قصد دعوا آمدهام و نه به قصد آشتی کردن.
-
ترجمه های کمتر
- مجادله
- محاجه
- چانه
- کلنجار
- دعوی
- پرخاش
- اختلاف
- بردن
- (به ویژه اسب - گله وار) راندن
- جدال کردن
- جنجال بر پا کردن
- داد و بیداد
- دعوا کردن
- سرو صدا کردن
- مجادله کردن
- محاجه کردن
- مشاجره کردن
- کلنجار رفتن
- یکی بدو
- یکی بدو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrangle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wrangle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wrangle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wrangle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "wrangle" با ترجمه به فارسی
-
چانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن