ترجمه "wrap" به فارسی
پیختن, بستهبندی کردن, پتو بهترین ترجمه های "wrap" به فارسی هستند.
wrap
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To enclose (an object) completely in any flexible, thin material such as fabric or paper. [..]
-
پیختن
verbto enclose completely in fabric, paper, etc
-
بستهبندی کردن
to enclose completely in fabric, paper, etc
-
پتو
nounShe was wrapped up like a burrito in a couple of thick quilts
یه پتو دورش پیچیده بود.
-
ترجمه های کمتر
- لفاف
- شال
- پوشش
- لفافه
- پیچیدن
- پيچيدن
- پوشاندن
- روپوش
- پوشانه
- چادرشب
- (دور چیزی) پیچیدن
- (معمولا جمع) لباس رو
- حلقه کردن
- شال گردن
- فراگرفتن (دور چیزی را)
- لفاف کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wrap"
عباراتی شبیه به "wrap" با ترجمه به فارسی
-
(هدیه ای را) بسته بندی کردن · در کاغذ رنگی و روبان پیچیدن
-
قرارگیری متن در کادر
-
قراردادن متن در کادر
-
(معمولا جمع) لفاف · انباشتن · بستهبندي · بستهبندی · روکش · لفاف · پوشانه · کاغذ بسته بندی
-
قرارگیری واژه در کادر
-
(فرآورده را در پلاستیک پیچیدن و سپس حرارت دادن به طوری که پلاستیک محکم به کالا بچسبد) لفاف پیچی کاهشی کردن · این نوع لفاف
-
جمع کردن · جمعبندی کردن · پوشاندن
-
(امریکا - خودمانی) فروش آسان · (عامیانه) · خلاصه ی آخر برنامه · پایان · پایان دهنده · پایانی · گزارش پایانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن