ترجمه "wristlet" به فارسی

بازوبند, دستبند, رجوع شود به bracelet بهترین ترجمه های "wristlet" به فارسی هستند.

wristlet noun دستور زبان

a band which encircles the wearer's wrist, especially a closely knitted one to keep it warm [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازوبند

    noun

    Piece of jewellery worn around the wrist.

  • دستبند

    noun
  • رجوع شود به bracelet

  • ترجمه های کمتر

    • مچ بند
    • مچ پیچ
    • مچ گرم کن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wristlet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wristlet"

اضافه کردن

ترجمه های "wristlet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه