ترجمه "writ" به فارسی

سند, نوشته, حکم بهترین ترجمه های "writ" به فارسی هستند.

writ noun verb دستور زبان

(law) A written order, issued by a court, ordering someone to do (or stop doing) something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سند

    noun

    This is an environmental disaster writ large.

    این سند یک فاجعه زیست محیطی بزرگ است.

  • نوشته

    noun
  • حکم

    noun

    I've just been handed a writ from the Justice Department.

    همين الان يک حکم از وزارت دادگستري به من تسليم شد.

  • ترجمه های کمتر

    • کتاب
    • دستخط
    • فرمان
    • (قدیمی) زمان گذشته و اسم مفعول : write
    • (قدیمی) نگاشته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " writ " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "writ" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) حکم دادگاه اصلی به دادگاه فرعی (مبنی بر خودداری از رسیدگی به دادخواهی بخصوص) · حکم تعلیق دادرسی
  • (حقوق) حکم دادگاه اصلی به دادگاه فرعی (مبنی بر تحویل اسناد دادرسی برای بررسی ثانوی) · حکم تصحیحی
  • انجیل
  • رجوع شود به certiorari
  • (حقوق) حکم استرداد ملک به مالک ذی حق · حکم استردادی
اضافه کردن

ترجمه های "writ" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه