ترجمه "written" به فارسی
کتبی, نوشته, اسم مفعول : write بهترین ترجمه های "written" به فارسی هستند.
written
adjective
verb
دستور زبان
Of, relating or characteristic of writing (i.e., of that which has been written) [..]
-
کتبی
adjective commonof, relating or characteristic of writing
However, the three mourning coaches were filled according to the written orders of the deceased.
هر چند، خویشاوندان متوفی بنا بر دستور کتبی او بر سه کالسکه سوار بودند،
-
نوشته
adjectiveWhat is written on the road sign? - ONE WAY.
بروی تابلو راهنمایی و رانندگی چه نوشته شده است؟ -یک طرفه.
-
اسم مفعول : write
-
ترجمه های کمتر
- مکتوب
- نوشتاری
- نگاشته
- نگاشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " written " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "written" با ترجمه به فارسی
-
قانون موضوعه، قانون مدون
-
من این آموزش را بیشتر برای تمرین خودم با Unity نوشته ام ، و البته برای تکمیل آموزشهای ویدئویی , آنرا بصورت مجموعه ای از دستورالعمل های گام به گام نوشته ام .
-
زبان نوشتاری
-
هدش هتشون کردم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن