ترجمه "writing" به فارسی

نوشته, نوشتن, نگارش بهترین ترجمه های "writing" به فارسی هستند.

writing verb noun دستور زبان

Present participle of write. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوشته

    noun

    written letters or symbols that express some meaning

    Although he was writing carefully, he had many mistakes in his writing task.

    گرچه که او با دقت می نوشت ولی اشتباهات زیادی در انشایش داشت.

  • نوشتن

    verb

    نویسندگی یا نگارش متن

    A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people.

    نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است.

  • نگارش

    noun

    When you begin writing, your first three to five answers will be fairly easy.

    وقتی شروع به نگارش میکنید، سه تا پنج جواب اول تا حـدود زیـاد سـاده است.

  • ترجمه های کمتر

    • تحریر
    • خط
    • نویسندگی
    • دستخط
    • دستنوشته
    • اصل
    • دستنویس
    • کتابت
    • (معمولا جمع) نوشتار
    • - نویسی
    • اثر(آثار) دبیره
    • تالیف و تصنیف
    • سبک نوشته
    • سبک نویسندگی
    • نوع نوشته
    • وابسته به نوشتن یا تحریر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " writing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "writing"

عباراتی شبیه به "writing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "writing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه