ترجمه "writhe" به فارسی

پیچیدن, چندش, پیچاندن بهترین ترجمه های "writhe" به فارسی هستند.

writhe verb noun دستور زبان

(knot theory) The number of negative crossings subtracted from the number of positive crossings in a knot [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیچیدن

    verb

    And to shout, to gnash one's teeth, and to writhe, and to struggle, and to agonize

    و از این گذشته، فریاد کشیدن، و دندان بر هم فشردن، و به خود پیچیدن، و دست و پا زدن، و جان کندن.

  • چندش

  • پیچاندن

  • ترجمه های کمتر

    • (از شرم یا تنفر) رنج بردن
    • به خود پیچیدن
    • به خودپیچی
    • بی قرار شدن
    • بی قراری
    • حرکت مار مانند
    • رجوع شود به intertwine
    • طفره زدن
    • وول خوری
    • پیچ و تاب دادن
    • چندش شدن
    • کج و معوج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " writhe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Writhe
+ اضافه کردن

"Writhe" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Writhe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "writhe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه