ترجمه "writer" به فارسی
نویسنده, نگارنده, نويسنده بهترین ترجمه های "writer" به فارسی هستند.
A person who writes, or produces literary work. [..]
-
نویسنده
nounperson who writes; an author [..]
A writer is somebody for whom writing is more difficult than it is for other people.
نویسنده کسی است که نوشتن برای او از بقیه مردم سخت تر است.
-
نگارنده
nounIn another dissertation, he examines the theological works of Hugo, Bishop of Ptolemais, great grand uncle to the writer of this book, and establishes
در مبحث دیگری، الهیات هوگو اسقف پتو له مائیس عمو بزرگ نگارنده این کتاب را مورد مطالعه قرار داده و باثبات رسانده است
-
نويسنده
The photographer wins the writer's trust and his friendship.
با ساده دلي ، اعتماد و دوستي نويسنده را جلب مي کند.
-
ترجمه های کمتر
- کاتب
- مصنف
- منشی
- مؤلف
- مولف
- راقم
- سخنور
- منصف
- محرز
- بانی
- باعث
- (اسکاتلند) وکیل دادگستری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " writer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "writer"
عباراتی شبیه به "writer" با ترجمه به فارسی
-
(در اثر نوشتن زیاد) درد دست · انگشت درد
-
نویسنده ای که به نسبت شمار صفحات مزد می گیرد · نویسنده ی صفحه ای
-
صادر کننده بیمه نامه خریدار سهام باقیمانده- پشت نویسی چک ، سفته و ...
-
نویسندهٔ داستان کوتاه
-
آگهی نویسی
-
کانون نویسندگان ایران
-
سرنویسنده
-
(در اثر نوشتن زیاد) درد دست · انگشت درد