ترجمه "wronged" به فارسی
دچار خطا و انحطاط, متضرر, مظلوم بهترین ترجمه های "wronged" به فارسی هستند.
wronged
verb
Simple past tense and past participle of wrong. [..]
-
دچار خطا و انحطاط
-
متضرر
-
مظلوم
Why do you not rather let yourselves be wronged?
چرا ترجیح نمیدهید مظلوم واقع شوید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wronged " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wronged" با ترجمه به فارسی
-
(غلطگیری متن چاپی و غیره) حرف غلط · وات ناجور
-
بدرفتاری · خلاف کاری
-
اشتباه کردن
-
(حقوق) تخطی · (درباره ی کسی) اشتباه کردن · (زن را) از راه به در کردن · (پارچه و تخته و غیره - با: side) پشت · ،اشتباه · اشتباه · اشتباهی · بد · بد کردن · بدرفتاری کردن · بدی · بی انصافی کردن (در حق کسی) · تخلف · تقصیر · خراب · خطا · خلافکاری · عمل غیرقانونی · عمل نادرست · عمل نامشروع · عوضی · عیب دار · غلط · غلطی (wrongly هم می گویند) · معیوب · ناجور · نادرست · ناروا · ناروا عمل کردن · ناصحیح · ناصواب · نامناسب · کار بد · گمراه کردن 0 · گناه
-
شبه جرم · ضرر
-
پشت
-
(خودمانی - شخص یا چیز) نامناسب · (گرفتن تلفن) شماره ی غلط · به درد نخور · ناجور
-
نه حتی اشتباه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن