ترجمه "wrongful" به فارسی
اشتباه, نادرست, غیرقانونی بهترین ترجمه های "wrongful" به فارسی هستند.
wrongful
adjective
دستور زبان
wrong or unjust [..]
-
اشتباه
nounI do not for a moment think you are wrong.
حتی برای یک لحظه فکر نمی کنم که اشتباه می کنی.
-
نادرست
Anything that isn't secured could get into the wrong hands, sir.
اگه از راه ارتباطي امني استفاده نکنيم ممکنه اطلاعات مون به دست آدماي نادرستي بيوفته ، قربان
-
غیرقانونی
providing she doesn't wish to do something which is morally and legally wrong.
منتها به شرطی که شما به فکر کارهای غیراخلاقی و غیرقانونی بیفت ین.
-
ترجمه های کمتر
- غیرمنصفانه
- ناصواب
- نامشروع
- خلاف قانون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrongful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wrongful
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wrongful" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wrongful در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "wrongful" با ترجمه به فارسی
-
(غلطگیری متن چاپی و غیره) حرف غلط · وات ناجور
-
بدرفتاری · خلاف کاری
-
اشتباه کردن
-
(حقوق) تخطی · (درباره ی کسی) اشتباه کردن · (زن را) از راه به در کردن · (پارچه و تخته و غیره - با: side) پشت · ،اشتباه · اشتباه · اشتباهی · بد · بد کردن · بدرفتاری کردن · بدی · بی انصافی کردن (در حق کسی) · تخلف · تقصیر · خراب · خطا · خلافکاری · عمل غیرقانونی · عمل نادرست · عمل نامشروع · عوضی · عیب دار · غلط · غلطی (wrongly هم می گویند) · معیوب · ناجور · نادرست · ناروا · ناروا عمل کردن · ناصحیح · ناصواب · نامناسب · کار بد · گمراه کردن 0 · گناه
-
شبه جرم · ضرر
-
دچار خطا و انحطاط · متضرر · مظلوم
-
پشت
-
(خودمانی - شخص یا چیز) نامناسب · (گرفتن تلفن) شماره ی غلط · به درد نخور · ناجور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن