ترجمه "wrought" به فارسی
(فلز) چکش کاری شده, آذین شده, آراسته بهترین ترجمه های "wrought" به فارسی هستند.
wrought
adjective
verb
دستور زبان
Having been worked or prepared somehow. [..]
-
(فلز) چکش کاری شده
-
آذین شده
-
آراسته
-
ترجمه های کمتر
- دیسداده
- دیسدار
- زمان گذشته و اسم مفعول : work
- زینت شده
- ساخته
- شکل داده شده
- شکل دار
- مزین
- ورزیده
- کوفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrought " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wrought" با ترجمه به فارسی
-
آهن نرم · آهن ورزیده · آهن چکش کاری شده · گلنرده
-
(بسیار) هیجان زده · منقلب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن