ترجمه "yoke" به فارسی

یوغ, جفت, دو بهترین ترجمه های "yoke" به فارسی هستند.

yoke Verb verb noun دستور زبان

To link or to join. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یوغ

    noun

    wooden bar

    He did not want to take the first step toward becoming “unevenly yoked” with an unbeliever.

    چون نمیخواست قدمی بردارد که باعث شود «زیر یوغ نامتوازن» با فردی بیایمان برود.

  • جفت

    noun

    one that a thousand yoke of fiends could not part, Perth;

    یک زوبین، پرت، که هزار جفت شیطان هم نتوانند از هم به ازش کنند.

  • دو

    noun

    Jos' Arcadio had put his neck into the marital yoke.

    البته این بار خوزه آرکادیوی دوم گردنش زیر یوغ حلقهی ازدواج رسمیاش با ربکا قرار داشت

  • ترجمه های کمتر

    • بند
    • زوج
    • خاموت
    • رکابک
    • عبودیت
    • ماهک
    • همبندگر
    • دوبیتی
    • زوجی
    • چنبره
    • یوغ نهادن
    • قلاب
    • اتصال
    • دوتا
    • قید
    • رشته
    • (بلوززنانه) سرشانه
    • (حیوان را به شخم و غیره) بستن
    • (دامن) بالابند
    • (سکان کشتی) تیر سکان
    • (مجازی) یوغ
    • (مکانیک) طوق
    • (نادر) برده کردن
    • به ازدواج هم درآوردن
    • به هم بستن
    • تبدیل به بنده کردن
    • جفت کردن
    • دو نفری
    • دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار
    • زیر یوغ بردن
    • شماره دو
    • علامت فلاکت
    • قاب آهنی موتور
    • متحد کردن یا شدن 3
    • متحد کننده
    • مهار کردن 1
    • نشان بردگی
    • هرچیز یوغ مانند
    • همبست گر
    • همبند کردن 2
    • وصل کردن
    • وصل کننده
    • وصلت کردن
    • چند قلو
    • یوغ زدن به 0
    • یک بیت شعر
    • یک جفت حیوان هم یوغ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yoke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Yoke
+ اضافه کردن

"Yoke" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Yoke در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "yoke"

عباراتی شبیه به "yoke" با ترجمه به فارسی

  • دهنه · يوغها
اضافه کردن

ترجمه های "yoke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه