ترجمه "yokes" به فارسی

يوغها, دهنه بهترین ترجمه های "yokes" به فارسی هستند.

yokes verb noun

Plural form of yoke. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • يوغها

  • دهنه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " yokes " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "yokes" با ترجمه به فارسی

  • (بلوززنانه) سرشانه · (حیوان را به شخم و غیره) بستن · (دامن) بالابند · (سکان کشتی) تیر سکان · (مجازی) یوغ · (مکانیک) طوق · (نادر) برده کردن · اتصال · بند · به ازدواج هم درآوردن · به هم بستن · تبدیل به بنده کردن · جفت · جفت کردن · خاموت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار · رشته · رکابک · زوج · زوجی · زیر یوغ بردن · شماره دو · عبودیت · علامت فلاکت · قاب آهنی موتور · قلاب · قید · ماهک · متحد کردن یا شدن 3 · متحد کننده · مهار کردن 1 · نشان بردگی · هرچیز یوغ مانند · همبست گر · همبند کردن 2 · همبندگر · وصل کردن · وصل کننده · وصلت کردن · چنبره · چند قلو · یوغ · یوغ زدن به 0 · یوغ نهادن · یک بیت شعر · یک جفت حیوان هم یوغ
  • (بلوززنانه) سرشانه · (حیوان را به شخم و غیره) بستن · (دامن) بالابند · (سکان کشتی) تیر سکان · (مجازی) یوغ · (مکانیک) طوق · (نادر) برده کردن · اتصال · بند · به ازدواج هم درآوردن · به هم بستن · تبدیل به بنده کردن · جفت · جفت کردن · خاموت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار · رشته · رکابک · زوج · زوجی · زیر یوغ بردن · شماره دو · عبودیت · علامت فلاکت · قاب آهنی موتور · قلاب · قید · ماهک · متحد کردن یا شدن 3 · متحد کننده · مهار کردن 1 · نشان بردگی · هرچیز یوغ مانند · همبست گر · همبند کردن 2 · همبندگر · وصل کردن · وصل کننده · وصلت کردن · چنبره · چند قلو · یوغ · یوغ زدن به 0 · یوغ نهادن · یک بیت شعر · یک جفت حیوان هم یوغ
  • (بلوززنانه) سرشانه · (حیوان را به شخم و غیره) بستن · (دامن) بالابند · (سکان کشتی) تیر سکان · (مجازی) یوغ · (مکانیک) طوق · (نادر) برده کردن · اتصال · بند · به ازدواج هم درآوردن · به هم بستن · تبدیل به بنده کردن · جفت · جفت کردن · خاموت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار · رشته · رکابک · زوج · زوجی · زیر یوغ بردن · شماره دو · عبودیت · علامت فلاکت · قاب آهنی موتور · قلاب · قید · ماهک · متحد کردن یا شدن 3 · متحد کننده · مهار کردن 1 · نشان بردگی · هرچیز یوغ مانند · همبست گر · همبند کردن 2 · همبندگر · وصل کردن · وصل کننده · وصلت کردن · چنبره · چند قلو · یوغ · یوغ زدن به 0 · یوغ نهادن · یک بیت شعر · یک جفت حیوان هم یوغ
  • (بلوززنانه) سرشانه · (حیوان را به شخم و غیره) بستن · (دامن) بالابند · (سکان کشتی) تیر سکان · (مجازی) یوغ · (مکانیک) طوق · (نادر) برده کردن · اتصال · بند · به ازدواج هم درآوردن · به هم بستن · تبدیل به بنده کردن · جفت · جفت کردن · خاموت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار · رشته · رکابک · زوج · زوجی · زیر یوغ بردن · شماره دو · عبودیت · علامت فلاکت · قاب آهنی موتور · قلاب · قید · ماهک · متحد کردن یا شدن 3 · متحد کننده · مهار کردن 1 · نشان بردگی · هرچیز یوغ مانند · همبست گر · همبند کردن 2 · همبندگر · وصل کردن · وصل کننده · وصلت کردن · چنبره · چند قلو · یوغ · یوغ زدن به 0 · یوغ نهادن · یک بیت شعر · یک جفت حیوان هم یوغ
  • (بلوززنانه) سرشانه · (حیوان را به شخم و غیره) بستن · (دامن) بالابند · (سکان کشتی) تیر سکان · (مجازی) یوغ · (مکانیک) طوق · (نادر) برده کردن · اتصال · بند · به ازدواج هم درآوردن · به هم بستن · تبدیل به بنده کردن · جفت · جفت کردن · خاموت · دو · دو نفری · دوبیتی · دوتا · دوشاخه ی مساوی کننده ی فشار · رشته · رکابک · زوج · زوجی · زیر یوغ بردن · شماره دو · عبودیت · علامت فلاکت · قاب آهنی موتور · قلاب · قید · ماهک · متحد کردن یا شدن 3 · متحد کننده · مهار کردن 1 · نشان بردگی · هرچیز یوغ مانند · همبست گر · همبند کردن 2 · همبندگر · وصل کردن · وصل کننده · وصلت کردن · چنبره · چند قلو · یوغ · یوغ زدن به 0 · یوغ نهادن · یک بیت شعر · یک جفت حیوان هم یوغ
اضافه کردن

ترجمه های "yokes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه