ترجمه "zombie" به فارسی
مرده متحرک, زامبی, (خودمانی) آدم عجیب و غریب بهترین ترجمه های "zombie" به فارسی هستند.
A snake god or fetish in religions of West Africa and elsewhere. [..]
-
مرده متحرک
animated corpse or submitted person or entity
I woke up one morning and the zombie was gone.
یک روز صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم از آن مرده متحرک خبری نیست.
-
زامبی
A legendary figure of a corpse reanimated by a supernatural force or a spell, with no soul and no will of its own.
At least I'm not the one with an irrational fear of zombies.
اقلا من اونی نیستم که از زامبی ها ترس غیرمنطقی دارم.
-
(خودمانی) آدم عجیب و غریب
-
ترجمه های کمتر
- (در میان برخی سرخپوستان) قدرت به حرکت درآوردن اجساد مردگان
- (مذهب برخی سیاهپوستان غرب افریقا و جزیره هائیتی) مار خدای
- آدم نعش مانند
- جسد متحرک
- خدای افعی مانند
- زامبی (ادیان هائیتی)
- زامبی (رایانه)
- ماشین خودکار
- مرده جنبانی
- نوعی مشروب الکلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zombie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
زامبی
At least I'm not the one with an irrational fear of zombies.
اقلا من اونی نیستم که از زامبی ها ترس غیرمنطقی دارم.
عباراتی شبیه به "zombie" با ترجمه به فارسی
-
فرایند زامبی
-
ماشین خودکار