ترجمه "zonation" به فارسی
آرایش نواره ای, ترتیب ناحیه ای, زون بندی بهترین ترجمه های "zonation" به فارسی هستند.
zonation
noun
دستور زبان
An arrangement or distribution of things into zones [..]
-
آرایش نواره ای
-
ترتیب ناحیه ای
-
زون بندی
-
ترجمه های کمتر
- منطقه بندی
- نواره بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zonation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zonation" با ترجمه به فارسی
-
دارای چند ناحیه (zonated هم می گویند) · راه راه · منطقه منطقه · نواره دار
-
زونش خاک · مناطق خاك
-
محیط زیست · مناطق بومشناختي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن