ترجمه "knabino" به فارسی

دختر ترجمه "knabino" به فارسی است.

knabino noun دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    انسان مؤنث جوان

    La knabino insistis, ke ŝi estu kunprenita en la zoon.

    آن دختر اصرار داشت بههمراه دیگران باغوحش برود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knabino " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "knabino"

عباراتی شبیه به "knabino" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "knabino" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه