ترجمه "knabo" به فارسی

پسر, پس, پسر بچّه بهترین ترجمه های "knabo" به فارسی هستند.

knabo noun دستور زبان

knab(in)o

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر

    noun masculine

    انسان مذکر جوان

    La knabo ŝajnis kontenta pro sia nova biciklo.

    آن پسر از دوچرخهی جدیدش راضی بهنظر میرسید.

  • پس

    adjective conjunction noun adverb
  • پسر بچّه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knabo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "knabo"

اضافه کردن

ترجمه های "knabo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه