ترجمه "patrino" به فارسی
مادر, مادَر, مامان بهترین ترجمه های "patrino" به فارسی هستند.
patrino
noun
دستور زبان
Virina naskigulino.
-
مادر
nounوالد مؤنث
Jack rompis la valoregan vazon de sia patrino, sed li ne faris tion intence, ŝi do ne koleris.
جک گلدان باارزش مادر اش را شکست، اما این کار را عمداً نکرد، بنابر این مادرش عصبانی نشد.
-
مادَر
-
مامان
noun femininePatrino, io estas en la ĉambro!
مامان, يه چيزي تو اتاقه.
-
والده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patrino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "patrino"
عباراتی شبیه به "patrino" با ترجمه به فارسی
-
مادر ترزا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن