ترجمه "patro" به فارسی

پدر, بابا, pedar بهترین ترجمه های "patro" به فارسی هستند.

patro noun دستور زبان

Virseksulo naskiginto de ido.

+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • پدر

    noun

    Virseksulo naskiginto de ido. [..]

    Mia patro ĉiam prenis min al la lernejo kiam mi estis juna.

    پدر من همیشه مرا به مدرسه می رساند وقتی که من کوچک بودم.

  • بابا

    noun masculine
  • pedar

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "patro"

عباراتی شبیه به "patro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "patro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه