ترجمه "varma" به فارسی

گرم, garm, داغ بهترین ترجمه های "varma" به فارسی هستند.

varma adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپرانتو-فارسی فرهنگ لغت

  • گرم

    adjective

    Antaŭ enlitiĝo, trinkado de varma lakto vere helpas al bona dormado.

    نوشیدن شیر گرم، پیش از به تختخواب رفتن واقعاً برای خواب خوب کمک می کند.

  • garm

  • داغ

    adjective
  • سوزان

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " varma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "varma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "varma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه