ترجمه "Flash" به فارسی
فلش, فلاش, felāš بهترین ترجمه های "Flash" به فارسی هستند.
Flash
Sistema de programas multimedia creado por Macromedia y actualmente desarrollado y distribuido por Adobe Systems.
-
فلش
یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
La cosa es que, solo se abrió con Flash, no conmigo.
موضوع اینه که اون راز دلش رو به فلش گفت ، نه من.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Flash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
flash
noun
masculine
دستور زبان
Explosión repentina, corta, temporal de luz.
-
فلاش
Si vuelve, haré una señal con el flash.
اگر ديدم که داره بر مي گرده ، با نور فلاش علامت ميدم.
-
felāš
-
فلش
Está bien, ¿qué es exactamente es en esta unidad flash?
خيله خُب ، دقيقاً تو اين فلش درايو چي هست ؟
عباراتی شبیه به "Flash" با ترجمه به فارسی
-
ادوبی فلش
-
حافظه فلش
-
فلاش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن