ترجمه "Muelle" به فارسی
کوتاهاسکله, بندرگاه, فنر بهترین ترجمه های "Muelle" به فارسی هستند.
Muelle
-
کوتاهاسکله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Muelle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
muelle
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Obra construida a orillas del mar, o a un lado de una ensenada, río u otras aguas navegables, para facilitar la carga y descarga de barcos.
-
بندرگاه
nounestructura sobre el agua que permite a barcos y embarcaciones atracar
Una posición estratégica sobre el muelle y gran parte de la ciudad.
یه جایی که به همه ی بندرگاه و شهر دید داری
-
فنر
noun -
اسکله
nounSargento, averigüe dónde está su barco en el muelle.
ببين کشتي کلارا مي ، تو کدوم اسکله پهلو گرفته.
-
ترجمه های کمتر
- بارانداز
- جتی
- نرم
تصاویر با "Muelle"
عباراتی شبیه به "Muelle" با ترجمه به فارسی
-
ترازوی فنری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن