ترجمه "muermo" به فارسی
مشمشه, مشمشهها, مشمشه بهترین ترجمه های "muermo" به فارسی هستند.
muermo
noun
masculine
دستور زبان
-
مشمشه
Las moscas acarrearon el muermo, una infección bacteriana que provocaba forúnculos en los humanos.
حشره ها يك بيماري عفوني رو به نام مشمشه اوردند كه بدن انسان رو ملتهب ميكنه
-
مشمشهها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muermo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Muermo
-
مشمشه
Enfermedad infecciosa.
Las moscas acarrearon el muermo, una infección bacteriana que provocaba forúnculos en los humanos.
حشره ها يك بيماري عفوني رو به نام مشمشه اوردند كه بدن انسان رو ملتهب ميكنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن