ترجمه "Prima" به فارسی
پریم, دخترخاله, دختردائی بهترین ترجمه های "Prima" به فارسی هستند.
Prima
-
پریم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Prima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
prima
noun
verb
feminine
دستور زبان
Cantidad a ser pagada por un seguro de bienes o un seguro de vida. [..]
-
دخترخاله
nounSólo estar con mí familia de nuevo, prima.
فقط اينکه دوباره با خانواده ام باشم دخترخاله.
-
دختردائی
noun -
دخترعمه
noun¿Cómo pudiste ser tan mala con mi prima?
چطور تونستی با دخترعمه ام اینقدر بدجنسی کنی ؟
-
ترجمه های کمتر
- دخترعمو
- پسرخاله
- پسردائی
- پسرعمه
- پسرعمو
- دستخوش
- سفته بازی
- صرافی
- قربانی
عباراتی شبیه به "Prima" با ترجمه به فارسی
-
مواد خام
-
اسقف بزرگ · رئیس روحانی · سرپرست · شیخ · پیشوا · کشیش ارشد · کشیش اعظم
-
ماده اولیه
-
ابله · احمق · اعداد اول · بهترین · خاله زاده · دخترخاله · دختردائی · دخترعمه · دخترعمو · دستخوش · زود باور · ساده لوح · عمه زاده · فریب خورده · قربانی · مرغ نوروزی · پسرخاله · پسردائی · پسرعمه · پسرعمو · کنده · گول
-
اعداد اول دوقلو
-
نظریه اعداد اول
-
عدد اول ممنوع
-
بزرگترین عدد اول شناختهشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن