ترجمه "primado" به فارسی

اسقف بزرگ, رئیس روحانی, سرپرست بهترین ترجمه های "primado" به فارسی هستند.

primado verb masculine دستور زبان

En la Iglesia católica occidental y en la Comunión anglicana, un obispo de más alto grado que un arzobispo metropolitano pero, en la Iglesia católica, de menos alto grado que un arzobispo mayor.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسقف بزرگ

    noun
  • رئیس روحانی

    noun
  • سرپرست

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • شیخ
    • پیشوا
    • کشیش ارشد
    • کشیش اعظم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " primado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "primado" با ترجمه به فارسی

  • مواد خام
  • ماده اولیه
  • ابله · احمق · اعداد اول · بهترین · خاله زاده · دخترخاله · دختردائی · دخترعمه · دخترعمو · دستخوش · زود باور · ساده لوح · عمه زاده · فریب خورده · قربانی · مرغ نوروزی · پسرخاله · پسردائی · پسرعمه · پسرعمو · کنده · گول
  • دخترخاله · دختردائی · دخترعمه · دخترعمو · دستخوش · سفته بازی · صرافی · قربانی · پسرخاله · پسردائی · پسرعمه · پسرعمو
  • عدد اول ممنوع
  • بزرگترین عدد اول شناختهشده
  • بازار کالا
  • مشوقها
اضافه کردن

ترجمه های "primado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه