ترجمه "abuela" به فارسی

مادربزرگ, مادر بزرگ, ننه بهترین ترجمه های "abuela" به فارسی هستند.

abuela noun feminine دستور زبان

abuela (sólo en los santanderes) [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادربزرگ

    noun

    La madre del padre o de la madre de alguien.

    Mi abuela nunca cambió su estilo de vida.

    مادربزرگ من هیچ گاه مدل زندگی اش را عوض نکرد.

  • مادر بزرگ

    noun

    Come esto, ayudaremos a la abuela en el jardín hoy.

    به مادر بزرگ امروز تو باغچه کمک مي کنيم.

  • ننه

    noun

    Por eso es que la abuela estaba escribiendo durante nuestra reunión.

    واسه همين اون ننه بزرگه حين ملاقات داشت يه سره تايپ ميکرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " abuela " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "abuela"

عباراتی شبیه به "abuela" با ترجمه به فارسی

  • پدر بزرگ و مادر بزرگ
  • اصل و نسب · مادربزرگها · نیاکان · همنياكان · پدربزرگها
  • جد یا جده · پدر بزرگ · پدربزرگ · پير · پيرمرد
  • جد یا جده · پدر بزرگ · پدربزرگ · پير · پيرمرد
  • جد یا جده · پدر بزرگ · پدربزرگ · پير · پيرمرد
اضافه کردن

ترجمه های "abuela" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه