ترجمه "afilado" به فارسی
tiz, تیز بهترین ترجمه های "afilado" به فارسی هستند.
afilado
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Capaz de cortar fácilmente.
-
tiz
-
تیز
adjective adverbEste cuchillo está muy afilado.
این چاقو خیلی تیز است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " afilado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "afilado" با ترجمه به فارسی
-
باریک شدن · تکمیل کردن · تیز کردن · عالی ساختن
-
سهره زمینی نوکتیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن