ترجمه "amiga" به فارسی
دوست, دوست دختر, دوستدختر بهترین ترجمه های "amiga" به فارسی هستند.
amiga
noun
feminine
دستور زبان
Persona a la que se ha hablado en varias ocasiones, que comparte un conocimiento común y con la que se tiene empatía. [..]
-
دوست
nounTom era mi mejor amigo cuando yo era pequeño.
وقتی که من بچه بودم، تام بهترین دوست من بود.
-
دوست دختر
Hoy en día es necesario decidir, amigo o amiga.
امروز بايد تصميم بگيري ، دوست يا دوست دختر.
-
دوستدختر
nounNo, no es mi nuevo amigo.
نه، او دوستدختر جدید من نیست.
-
ترجمه های کمتر
- رفیق
- بازیگر عمده
- دوستدار
- فاسق
- مجاهد
- مخلص
- پیش کسوت
- یار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amiga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amiga" با ترجمه به فارسی
-
ویسنته آمیگو
-
اعداد موافق
-
دستگاه های چاپ و تصویرسازی
-
تونگا · جزاير فرندلي · دوستان · پادشاهي تونگو
-
جزاير فرندلي
-
dust · بازیگر عمده · دوست · دوستدار · رفیق · فاسق · مجاهد · مخلص · پیش کسوت · یار
-
دوستان
-
تونگا · جزاير فرندلي · پادشاهي تونگو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن