ترجمه "amigo" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "amigo" به فارسی هستند.
amigo
noun
masculine
دستور زبان
parce/parcero [..]
-
دوست
nounTom era mi mejor amigo cuando yo era pequeño.
وقتی که من بچه بودم، تام بهترین دوست من بود.
-
رفیق
nounEscucha, amigo, aún puedes salir de esto con vida.
گوش کن رفیق هنوز هم می تونی از این ماجرا جون سالم به در ببری.
-
یار
nounPara los cristianos verdaderos, como el apóstol Pablo, la muerte no era una amiga, sino “el último enemigo”.
مرگ، برای مسیحیان واقعی همچون پولس رسول، یک یار و مددکار نبود؛ مرگ، «دشمن آخر» بود.
-
ترجمه های کمتر
- dust
- بازیگر عمده
- دوستدار
- فاسق
- مجاهد
- مخلص
- پیش کسوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amigo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "amigo"
عباراتی شبیه به "amigo" با ترجمه به فارسی
-
ویسنته آمیگو
-
اعداد موافق
-
دستگاه های چاپ و تصویرسازی
-
تونگا · جزاير فرندلي · دوستان · پادشاهي تونگو
-
جزاير فرندلي
-
بازیگر عمده · دوست · دوست دختر · دوستدار · دوستدختر · رفیق · فاسق · مجاهد · مخلص · پیش کسوت · یار
-
دوستان
-
تونگا · جزاير فرندلي · پادشاهي تونگو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن