ترجمه "arreglar" به فارسی
تعمیر کردن, آراستن, بدون اشکال بودن بهترین ترجمه های "arreglar" به فارسی هستند.
arreglar
verb
دستور زبان
amarrar algo en una bestia de carga [..]
-
تعمیر کردن
Él me ayudó a arreglar mi reloj.
او در تعمیر کردن ساعت به من کمک کرد.
-
آراستن
verb -
بدون اشکال بودن
verb
-
ترجمه های کمتر
- جلا دادن
- داماد شدن
- دردسترس قرار دادن
- رفو کردن
- روان کردن
- سروسامان دادن به
- شفا دادن
- صیقل دادن
- مرمت کردن
- ملایم شدن
- واکس زدن
- گرد کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arreglar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "arreglar"
عباراتی شبیه به "arreglar" با ترجمه به فارسی
-
آرایش · آرایه · تنظیم · توالت
-
آرایه پسوندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن