ترجمه "arreglo" به فارسی

آرایش, تنظیم, آرایه بهترین ترجمه های "arreglo" به فارسی هستند.

arreglo noun verb masculine دستور زبان

La forma en la que las cosas han sido organizadas. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرایش

    noun

    ¿Qué consejo se da en cuanto a la vestimenta y el arreglo apropiados?

    در خصوص لباس و آرایش مرتب و مناسب چه توصیهای داده میشود؟

  • تنظیم

    Ahora escucharemos un arreglo MIDI del Preludio de Rachmaninov.

    این قطعه پیش درآمد اثر 'رخمانیف' است که بصورت دیجیتالی تنظیم شده.

  • آرایه

    El sujeto se posiciona en frente de un arreglo computarizado de cámaras,

    سوژه در مقابل آرایه ای از دوربین های رایانه ای می ایسته.

  • ترجمه های کمتر

    • توالت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arreglo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "arreglo" با ترجمه به فارسی

  • آراستن · بدون اشکال بودن · تعمیر کردن · جلا دادن · داماد شدن · دردسترس قرار دادن · رفو کردن · روان کردن · سروسامان دادن به · شفا دادن · صیقل دادن · مرمت کردن · ملایم شدن · واکس زدن · گرد کردن
  • آرایه پسوندی
  • آراستن · بدون اشکال بودن · تعمیر کردن · جلا دادن · داماد شدن · دردسترس قرار دادن · رفو کردن · روان کردن · سروسامان دادن به · شفا دادن · صیقل دادن · مرمت کردن · ملایم شدن · واکس زدن · گرد کردن
اضافه کردن

ترجمه های "arreglo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه