ترجمه "ayudante" به فارسی
دستیار, آجودان, آسیستان بهترین ترجمه های "ayudante" به فارسی هستند.
ayudante
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Persona o personas que proveen asistencia en alguna tarea. [..]
-
دستیار
nounTrabajará como ayudante de Kawashima por algún tiempo.
. اون مدتی بعنوان دستیار کاواشیما ، کار میکنه
-
آجودان
noun -
آسیستان
-
ترجمه های کمتر
- بانی خیر
- بردست
- صاحب خیر
- مدد
- مساعد
- معاون
- نیکوکار
- واقف
- ولی نعمت
- کمک
- یاری
- یاور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ayudante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ayudante" با ترجمه به فارسی
-
نگهبان تقویم
-
دستیار ورود به برنامه Windows Live
اضافه کردن مثال
اضافه کردن