ترجمه "bailar" به فارسی
رقصیدن, رقص کردن بهترین ترجمه های "bailar" به فارسی هستند.
bailar
verb
دستور زبان
cohechar [..]
-
رقصیدن
verbMoverse con pasos o movimientos rítmicos, especialmente sincronizado con la música.
Se imponían fuertes penas por infracciones como cantar canciones frívolas o bailar.
خلافهایی از قبیل خواندن آوازهای سبک یا رقصیدن، مجازاتهای شدیدی به همراه داشت.
-
رقص کردن
Ahora me dirás que nunca te habían invitado a bailar.
حالا هم ميگي هيچکس تا حالا ازت درخواست رقص نکرده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bailar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bailar"
عباراتی شبیه به "bailar" با ترجمه به فارسی
-
رقص ورزشی
-
رقص شهوانی
-
صحنه رقص
-
بالماسکه
-
موسیقی رقص
-
سالن رقص
-
تصادف کردن · تصادم کردن · زدن
-
تصادف کردن · تصادم کردن · زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن