ترجمه "bailarín" به فارسی
رقاص, رقصنده بهترین ترجمه های "bailarín" به فارسی هستند.
bailarín
noun
masculine
دستور زبان
Persona que baila. [..]
-
رقاص
nounY esto para quien tome el caso de la bailarina perdida.
اينم واسه مسئول پرونده ي رقاص گمشده ست.
-
رقصنده
noun particleهنرمندی که میرقصد
Pienso que ella es buena bailarina.
من فکر می کنم که او(دختر) یک رقصنده خوب است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bailarín " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bailarín" با ترجمه به فارسی
-
رقاص هاج و واج
-
رنگینکنمای سیاهکلاه
-
بالرین
-
رقاص · رقاصه · ماهي كپور معمولي · ماهی کپور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن