ترجمه "bobo" به فارسی
احمق, پستانک, ابله بهترین ترجمه های "bobo" به فارسی هستند.
bobo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
reloj ó corazón [..]
-
احمق
nounEl resto debemos sentirnos unos aficionados, en el sentido de bobos.
انگار بقیه ماها باید حس کنیم تازه کار و یا احمق هستیم.
-
پستانک
noun -
ابله
noun
-
ترجمه های کمتر
- خنگ
- بچه ناقص الخلقه
- بی کله
- خاک
- ساده لوح
- لاک پشت دریایی
- لخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bobo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bobo"
عباراتی شبیه به "bobo" با ترجمه به فارسی
-
اسکینومن
-
غازهای دریایی
-
لاكپشتهاي دريايي · لاکپشتهای دریازی
-
شيارنهنگ · نهنگها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن