ترجمه "brasa" به فارسی

خاكه زغال نيمسوز, شعله, اخگر بهترین ترجمه های "brasa" به فارسی هستند.

brasa noun feminine دستور زبان

Pequeño pedazo ardiente de carbón o madera, como en un fuego moribundo.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خاكه زغال نيمسوز

    noun
  • شعله

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brasa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brasa
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخگر

    noun

    5, 6. a) ¿En qué sentido amontonamos “brasas ardientes” sobre la cabeza de nuestros enemigos?

    ۵، ۶. الف) منظور از گذاشتن ‹اخگر آتش› یا زغال افروخته بر سر دشمنان چیست؟

اضافه کردن

ترجمه های "brasa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه